تبلیغات
مجاهدین ولایت - دیگر چشمان منتظر پدر بسته است
ایمان ، عزم و جهاد، این همان سه درس جاودانه ی اسلام به پیروان خود و به همه ی بشریت است . امام خامنه ای
  یك قوم تو را شهید می‌خوانند
یك قوم تو را اسیر می‌دانند
اما چه كنم كه ناجوانمردان
تصویر تو را زخویش می‌رانند
 مرحوم محمد رضا آقاسی

26سال بود كه حاج غلامحسین هر روز كه برای نماز صبح برمی‌خواست، نمازش را به این امید اقامه می‌كرد شاید كه امروز چشمش به جمال برومند فرزندش و قامت رشیدش منور گردد. 26 سال بود كه حاج غلامحسین صاحب قنادی متوسلیان هر روز به این امید كه امروز شیرینی رهایی پسرش را خواهد پخت، كسب روزانه‌اش را آغاز می‌كرد. 26 سال بود كه حاج غلامحسین امید آن را داشت كه امروز دیگر خبر آزادی فرزندش را به مادر احمد خواهد داد و او را از انتظار خواهد رهانید...   
     زمزمه هر روزه حاج غلامحسین در این 26 سال با خود این بیت حافظ بود كه: یوسف گمگشته باز آید به كنعان غم مخور كلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور 26 سال كه برای او 26 سال حسرت بود، رنج بود، آب شدن بود، 26 سال سوختن و دم برنیاوردن و 26 سال داغ فراغ فرزند بر دل. 26 سالی كه شاه بیت دعاهای شب و روز پدر این بیت بود كه: آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست/ هر كجا هست خدایا به سلامت دارش فرزندی كه 26 سال پیش برای ادای تكلیف و مأموریتی كه ولی امر زمانه، انقلاب و نظام بر دوشش نهاده بود و به منظور جهاد با فرزندان صهیونیست آل یهودا و دفاع از مردمان مظلوم و رنج دیده سرزمین سدر و سلام رنج هجرت و جهاد و نیز اسارت را به جان خرید. هجرتی بی‌بازگشت توأم با 26 سال بی خبری از سرنوشت او و همرزمانش. هجرتی برای جهاد كه ثمره بزرگی بر جای نهاد. رویش شجره طیبه مقاومت اسلامی در خاك سرزمین سدر و سلام، شجره ای طیبه كه ثابت كرد خانه غاصبین قدس از لانه عنكبوت هم سست تر است. احمد اگرچه نیامد اما حاج غلامحسین رفت. حاج غلامحسین در این 26 سال هم‌چون پروانه در شعله‌های آتش اشتیاق وصل احمد سوخت تا به مقام فناء رسید و اگرچه به وصل احمد نرسید اما به وصل خدای احمد رسید و این چنین شد كه «حاج غلامحسین متوسلیان» در شب شانزدهم خرداد ماه 1387 دعوت حق را لبیك گفت و به ملكوت خدا پیوست.     داستان یوسفان گمگشته سرزمین ما هنوز به سرانجامی نرسیده است و پدرانی «یعقوب وار» چشم انتظارند آنچنان كه گاه این چشم انتظاری با ملك مرگ پیوند می خورد و بوی پیراهن به جای عطر یاس به بوی كافور تبدیل می شود  
نوشتاری كه خواندید،قسمتی از متنی است که توسط مهندس سعید قاسمی، یكی از همرزمان سردارجاویدالاثر حاج احمد متوسلیان  در آستانه سالگرد ربوده شدن وی و سه دیپلمات ایرانی در لبنان به رشته تحریر درآمده است. نظر به حضور سعید قاسمی در سالیان پررنج مبارزه از جبهه های كردستان تا جنوب كشور و سپس سوریه و لبنان، در كنار این سردار اسطوره ای جبهه مستضعفین، این نوشتار خواندنی،  به دوستداران حاج احمد متوسلیان تقدیم می شود.
برای خواندن کامل مطلب کلیک کنید




طبقه بندی: فرهنگی اجتماعی،  تاریخ انقلاب، 
نگارش در تاریخ دوشنبه 14 تیر 1389 توسط هادی حق جو | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ
object classid="clsid:D27CDB6E-AE6D-11cf-96B8-444553540000" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,0,0" width="140" height="240" >